*  

My house is cloudy!


Home Archives Contact

Tuesday, January 28, 2003 :::
 
يادش بخيراون قديما...
ميگشتي ، ميگشتي تا يه دوست، يه ر�يق ش�يق پيدا ميكردي
اونوقت باهم سوگند ياد ميكردين كه تا تادنيا دنياست باهمين و غمخوارهم
باهم رازونياز ميكردين
از غصه ها و قصه هاي هم ميگ�تين و ميشنيدين
وقتي كنار هم بودين هيچ غمي حري�تون نبود
و هيچ دشمني ياراي مقاومت نداشت
....................
صد ا�سوس........
حالابايد به يادآن دوران بيادماندني و بازنگشتني اين شعر رو نجواكني
ديشب غم دل به دل بگ�تم ، بخ�ت
چون صبح دميد ، ديگري نيز ميگ�ت
من بودم و دل ، راز مرا �اش كه كرد؟
ديگر غم دل به دل نمي بايدگ�ت
..........................


::: posted by SAR at 11:39 PM


Monday, January 27, 2003 :::
 
سلامت را نمي خواهند پاسخ گ�ت
سرها در گريبان است!
كه سرما سخت سوزان است
كسي سربرنيارد كرد پاسخ گ�تن و ديدارياران را
نگه جز پيش پاي را ديد نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
ن�س كزگرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
چو ديوار ايستد درپيش چشمانت
ن�س كاينست
پس ديگر چه داري چشم؟
زچشم دوستان دوريا نزديك
مسيحاي جوانمرد من اين ترساي پير پيرهن چركين
آي..................
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را توپاسخ گوي
دربگشاي، دلتنگم
منم من ، ميهمان هرشبت لولي وش مغموم
منم من سنگ تيپا خوردة رنجور
منم دشنام پست آ�رينش ، نغمه ناجور
نه از رومم، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
حري�ا، ميزبانا، ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد

احمد شاملو


::: posted by SAR at 4:09 AM




Powered by Blogger